عکسهای قدیمی سرعین

ساقی غمگین - عکس، شعر و تاریخ

جشن رستاخیز ملی در سرعین قدیم

روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مردم (!) به حمایت از محمدرضا شاه پهلوی در مقابل جبهه ملی و مصدق پرداخته و مصدق از ریاست جمهوری خلع و اختیارات شاهنشاهی افزایش یافت. این روز در زمان قبل از انقلاب هر ساله جشن گرفته می شد.

راهپیمایی در سالگرد این روز در تهران! (مثل ۲۲ بهمن خودمان!!)

در سرعین هم هر سال این مراسم توسط مالکین سرعین و شهردار و ... برگزار می گردید که در زیر چند عکس از مراسم جشن و موسیقی این مراسم آورده شده است.

عکس از ودود امیری

۱۳۴۰- عکس از خسرو ابی زاده

عکس از یونس ابی زاده

عکس از لطف اله ابی زاده

آقابابا بالابانچی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1391ساعت 16:55  توسط وحید وطن پور  | 

امیرعلی امیری و فرزندان از مالکان قریه سرقین

حاجی بیگ بابا دارای سه پسر به نامهای حسین قلی، امام قلی و امیرعلی بوده است. حسین قلی پدربزرگ عیوضی ها، آقا بابا امیری، بوستانی ها و حسینی ها می باشد. امام قلی یا امام علی پدربزرگ امامی ها، بهراد ها و کشاورزها می باشد.

اما امیرعلی دارای دو پسر به نام بایرامقلی (بایری بیگ) و جبرائیل (جبی بیگ) و یک دختر به نام بی بی خانم (مادر شکور بیگ) بوده است. بایری بیگ فقط یک پسر دارد که عبدالرحیم امیری بوده، ولی جبی بیگ دارای سه پسر بوده که قلی بیگ (غلام امیری) و عبداله امیری از یک مادر و خان اوغلان امیری از مادر دیگری می باشد.

در زیر شجره نامه خانواده امیری آمده است.

شجره نامه با کیفیت بالا

غلام امیری (قلی بیگ)، عزیز امیری (پسر عبداله) و دکتر سعید مهدوی (نوه دختری قلی بیگ)

عکس از خانم مهدوی

عسگر وطن پور و عبدالرحیم امیری

شکور حسینی (نوه دختری امیرعلی بیگ) و یونس ابی زاده

عکس از یونس ابی زاده

احمد امیری (پسر قلی بیگ)

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1391ساعت 12:29  توسط وحید وطن پور  | 

بیانیه خوانی

28 مرداد-بیانیه خوانی آقای تکلوی ورنیاب از طرف حزب رستاخیز!

اولین راهپیمایی روز قدس پس از انقلاب- بیانیه خوان آقای شمس الدین علیزاده- میدان قره سو

راهپیمایی 7 تیر 1361- بیانیه توسط ایرج شجاعی شهردار وقت خوانده می شود.

22 بهمن 1388

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 آبان1391ساعت 16:6  توسط وحید وطن پور  | 

طایفه بیگ بابا (مالکین قریه سرعین)

از راست: جبرائیل امیری (جبی بیگ)، غلام امیری (قلی بیگ) و بایرامقلی امیری (بایری)

شجره نامه

با کیفیت بهتر

X-سلمان حنیفه زاده، نادر حنیفه زاده، X، آقا بابا امیری

از راست به چپ: خان اوغلان جودی، بهنام شیرزاد، وصالی، یونس ابی زاده، عبدالله امیری و علی مختاری

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 آبان1391ساعت 8:1  توسط وحید وطن پور  | 

کالبا عبدالحسین امیری

عبدالحسین امیری پدر آقا بابا امیری از خان های سرعین بوده است. پدر وی حسین قلی (مالک باغ معروف سونقلی باغی) بوده و با عبدالعلی بوستانی (پدر بزرگ ازبرعلی بوستانی)، حاج حسین حسینی (پدر بزرگ اسحق حسینی)، عیوض (پدر بزرگ سعید عیوضی و مسعود حسینی) و بایرامقلی (نوادگانش در روستای کردده) برادر بوده است. البته مادرشان فرق می کرده است. عبدالحسین پدر زن شیخ رضا نوذریان نیز بوده است.

عبدالحسین امیری- عکس در ترکیه گرفته شده است.

قسمتی از شجره نامه طایفه تکله

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 شهریور1391ساعت 16:4  توسط وحید وطن پور  | 

یادی از زلزله شهر سرعین در سال 1375

عکس از مقصود کیشی زاده

زندگی در چادرها- عکس از خودم!

آوارگی- عکس از صادق احمدپور

عکس از حاج بابا عبدالهی

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1391ساعت 14:31  توسط وحید وطن پور  | 

عکسهای قدیمی از اطراف هتل لاله

صادق احمدپور و ناصر خرمی

وحید و شهزاد نصرتی

عکس از وحید نصرتی

عکس از استاد رحیم اسدالهی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1391ساعت 11:37  توسط وحید وطن پور  | 

شیخ رضا نوذریان

شیخ رضا نوذریان از معتمدین و ریش سفیدهای سرعین در زمان خود بود که از ایل بزرگ تکله و از خانهای روستای اسبمرز نیز بود. وی با سواد و آخوند مسجد نیز بود.

شیخ رضا در جوانی-1356 قمری

عکس از آقای نوذریان

شیخ رضا نوذریان - آقا بابا امیری در مشهد-1346 شمسی

توضیح (۱۵/۵/۹۱) شخصی به نام ایرج در نظرات گفته که سمت راست  آقا شیرین بایرامی لاطران می باشد.)

آقا بابا امیری، نصرت خان نوذری

عکس از ودود امیری

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 تیر1391ساعت 8:11  توسط وحید وطن پور  | 

عکسهای جنگی به مناسبت سوم خرداد روز آزادسازی خرمشهر

صادق احمدپور

هوشنگ فزونی شهید علی صفا موسی زاده صادق احمدپور

پرویز احمدی

اسماعیل وطن پور

آقای صمدی

شهید علی صفا موسی زاده

شهید یوسف شیرزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 خرداد1391ساعت 9:8  توسط وحید وطن پور  | 

ماشینهای عروس در سرعین چند سال پیش!!

چند تا عکس از ماشینهای استفاده شده در عروسی های حدود بیست سال پیش رو آوردم. البته در همه جای ایران همین طوری بود!

سال 1358

1370

1371

1372

1375

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت 7:51  توسط وحید وطن پور  | 

وبلاگ استاد رحیم اسدالهی

سلام

استاد رحیم اسدالهی وبلاگی راه اندازی کرده که در آن به معرفی خود و شعرهایش پرداخته است. نام وبلاگ ساوالان قارتالی به آدرس http://www.gurtal.blogfa.com/ می باشد. به گالری تصاویر توجه کنید.

رحیم اسدالهی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 فروردین1391ساعت 12:49  توسط وحید وطن پور  | 

عکس قدیمی گرفته شده در روسیه در حوالی سال 1300 (2)

عکس زیر مربوط به حسن حنیفه زاده پدر سلمان حنیفه زاده می باشد که در باکو در حوالی سالهای ۱۳۰۰ گرفته شده است. وی در حوالی سال ۱۳۱۰ (بعد از انقلاب روسیه) به سرعین آمد.

حسن حنیفه زاده-حوالی ۱۳۰۰

حسن حنیفه زاده و نوه اش نادر حنیفه زاده-حوالی ۱۳۴۰ در مشهد

قسمتی از شجره نامه حنیفه زاده ها

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 فروردین1391ساعت 7:54  توسط وحید وطن پور  | 

کانال کشی خیابانهای سرعین

به علت وجود چشمه های متعدد در سرعین و قرار گرفتن این شهر در داخل دره، اکثر خیابانهای کنونی سرعین بر روی مسیر رودخانه ها ساخته شده و از زیر اغلب خیابانها، کانالهای آب رد می شود. در زیر چند عکس از ساخت کانالهای این رودخانه ها آورده شده است.

کانال کشی خیابان ژنرال برای عبور آب آبگرم بش باجیلار از عرض خیابان

بازرسی کارشناسان از کانال کشی خیابان  ژنرال در زمان شهرداری آقای مسعود حسینی

عکس از سهراب مختاری

کانال کشی و پل ورودی به باغ صفا (خ سبلان کنونی) در زمان شهرداری آقای علی موسی زاده

کانال کشی جلوی آبدرمانی سبلان در زمان شهرداری آقای جمیلی

عکس از فخرالدین بهراد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 فروردین1391ساعت 19:53  توسط وحید وطن پور  | 

عکس قدیمی گرفته شده در روسیه در حوالی سال 1300

عکس زیر مربوط به مرحوم حیدر پدر ارشد عظیم زاده می باشد که در حوالی سال ۱۳۰۰ در روسیه گرفته شده است. احتمالاْ عکس در بادکوبه (باکو امروزی) گرفته شده است که در آن زمان خیلی از اهالی سرعین برای کار کردن در صنعت استخراج نفت و نیز داد و ستد به آنجا می رفتند.

عکس از محسن موسی زاده

در زیر نیز قسمتی از شجره نامه خانواده عظیم زاده رو گذاشتم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 اسفند1390ساعت 11:41  توسط وحید وطن پور  | 

یادی از رفتگان-9

 

حمدالله حسینی-میرزاآقا امیری-آقابابا امیری

عکس از ودود امیری

جبرائیل- غلام (قلی) و بایرامقلی امیری

عکس از صابر حسینی

غضنفر حسینی و یونس ابی زاده-آبگرم گاومیش گلی

+ نوشته شده در  شنبه 8 بهمن1390ساعت 8:38  توسط وحید وطن پور  | 

پوشش زنان قدیمی سرعین

هاماییل، مادربزرگ مادری در حال پخت نان

از راست به چپ، ردیف عقب: عشقعلی تیره دست، زری آستانی (همسر حمزه امانی)، غلامرضا امانی

ردیف جلو از راست به چپ:

رضا امانی (گل آقا) ، مُبین امانی (حسین) و حسن امانی

عکس مربوط به سال 1357 اطراف پهنلو سویی- عکس از هاشم امانی

خانعمو وطن پور، کلثوما (مادربزرگ پدری) و بی بی قمر

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 دی1390ساعت 12:12  توسط وحید وطن پور  | 

امیر عباس هویدا نخست وزیر وقت در سرعین

امیر عباس هویدا در اواخر سال 1343 به نخست وزیری رسید و به مدت 13 سال نخست وزیر بود که از این دوره به نام «دوره ثبات اقتصادی و ثبات سلطنت پهلوی» نامیده می شود. وی در تیرماه سال 1344 از روستای سرعین بازدید کرد. هدف وی بررسی پتانسیل تبدیل شدن روستای سرعین به یکی از مراکز تفریحی و گردشگری ایران بود.

هویدا در سرعین

هویدا وقتی به سرعین آمد، باران شدیدی بارید و چون راهها خاکی بود، همه جا گلی شد. مردم کمی کاه ریختند تا روی کاه راه برود. از چهارراه تا گاومیش گلی پیاده رفت و در گاومیش گلی استحمام کرد. ولی شب در سرعین نماند. برای استقبال از ایشان در مسیر پیاده روی چندین حجره یا «طاق نصرت» برای پذیرایی توسط اهالی از جمله میرزامحمد شجاعی، حاج علی داورپناه و ... بر پا شده بود.

بعد از رفتن هویدا، به توصیه او حمام شفا (نمره) ساخته می شود تا ببینند که مردم از استخر خوششان می آید یا نمره. بعد از رفتن ایشان شروع به خرید و نقشه برداری و ... آبدرمانی و هتل لاله می کنند.

اکثر اهالی در جلوی ساختمان علی اصغر موسی زاده واقع در کمی پایینتر از ساری سو به استقبال هویدا ایستاده بودند. خانم سعیدی که پزشک بود، جلوی هویدا آمد و خوشامد گفت. بعد با سران شهر از جمله آقایان عبداله و اصغر ابی زاده، آقای افتخاری شهردار وقت و ... خوش و بشی کرد. تا چهارراه پیاده آمد و چند نفر از اهالی سرعین (روح اله آقازاده از اعضا انجمن روستایی و ...) جلوی دسته «زنده باد شاه» شعار می دادند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1390ساعت 19:38  توسط وحید وطن پور  | 

"جوت سورمک"

این سه عکس رو کورش نجف پور دو ماه پیش در روستای «اوجور» گرفته که یکی از اهالی در حال شغم زدن زمین خود به روش قدیمی با استفاده از گاو آهن که به نام «جوت سورمک» معروف هست. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1390ساعت 20:9  توسط وحید وطن پور  | 

اعضای انجمن روستایی سرعین قبل از انقلاب

عکس زیر مربوط به سفر اعضای انجمن سرعین به تهران می باشد.

انجمن هم انجمنهای قدیم!!

از راست به چپ: عبدالعظیم جودی، خانحسین بذری، محی الدین زنده دل، شکور حسینی و علی اصغر موسی زاده

عکس از شهرداری سرعین

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مرداد1390ساعت 9:7  توسط وحید وطن پور  | 

یادی از حمام شفای سرعین

حمام شفای سرعین در سال 1343 بعد از سفر امیر عباس هویدا، نخست وزیر وقت و به توصیه ایشان توسط عبداله ابی زاده یکی از مالکین ساخته شد. هدف از این کار مدرنیزه کردن استفاده از آبگرمها بود.

Shafa bathroom

نمای ورودی حمام شفا در سال 1349

عکس از یونس ابی زاده

آقای هویدا برای اینکه ببیند که مردم از ساختار سنتی و یا مدرنیزه خوششان می آید، این پیشنهاد را دادند. بعد از ساخت این حمام وان دار که آب آن از آبگرمهای معدنی تأمین می شد، مسافرین استقبال خوبی نمودند و به همین جهت دستور داده شد تا آبدرمانی مدرنی در سال 1351 در سرعین شروع به ساخت گردد که کار اصلی احداث آن صورت گرفت ولی با انتقال قدرت از نظام شاهنشاهی به جمهوری اسلامی این پروژه به مدت 17 سال متوقف گردید و در سال 1372 تکمیل گردید که الان به نام آبدرمانی سبلان شناخته می گردد.

حمام شفا

محوطه حمام شفا- 1343

نمره!

نمره های حمام شفا- 1343

عکس از خسرو (یوسف) ابی زاده 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 تیر1390ساعت 9:3  توسط وحید وطن پور  | 

28 مرداد 1340- روز رستاخیز ملی در سرعین

 

عکس از ودود امیری

عکس از یونس ابی زاده

عکس از ودود امیری

+ نوشته شده در  شنبه 14 خرداد1390ساعت 17:44  توسط وحید وطن پور  | 

عبداله ابی زاده بنیان گذار صنعت توریست سرعین

بی شک مؤثرترین شخص در رونق گرفتن شهر توریستی سرعین، آقای عبداله ابی زاده یکی از مالکین سرعین می باشد که با تیزهوشی و آینده نگری بالای خود، موجب تبدیل قریه سرعین به یکی از مناطق جذب گردشگری زمان خود شد. وی با خرید املاک خرده مالک ها و بازسازی آبگرمها و بویژه ساخت مسافرخانه مدرن زمان خود با نام باغ بهشت در سال 1327باعث جذب مسافرین زیادی به سرعین گردید.

در زیر دو عکس از مرحوم عبداله ابی زاده آورده شده است.

عبداله ابی زاده

 1338-عبداله و یونس ابی زاده در جلوی منزل شخصی عبداله معروف به داش ساختمان (در محل فعلی مسافرخانه کیوان)

 1338- یونس، عبداله و سعید ابی زاده

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 خرداد1390ساعت 16:40  توسط وحید وطن پور  | 

آزادگان سرعین- 1- اسماعیل رضایی

دو عکس زیر مربوط به زمان برگشتن آقای اسماعیل رضایی از اسارت عراقیهای بعثی هست که مورد استقبال سرعینیها قرار گرفته است.

اسیر

اسماعیل

عکسها از پرویز احمدی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اردیبهشت1390ساعت 9:37  توسط وحید وطن پور  | 

گاراژ تی بی تی سرعین

گاراژ اصلی سرعین در چهارراه کنونی بود که در حوالی سال 1345، یونس ابی زاده گاراژ یا ترمینال جدیدی در محل فعلی بانک سپه ایجاد کرد که بعد آن نیز ویلا امید را در کنار این گاراژ در سال 1348 احداث نمود. در زیر چند عکس از این گاراژ آمده است. قبلا نیز مطلبی در این مورد با عنوان گاراژ قدیمی سرعین نوشته شده بود. 

گاراژ سرعین

 قبل از احداث ویلا امید

 هر سه عکس از یونس ابی زاده

بعد از احداث ویلا و ساخت دفتر گاراژ 

+ نوشته شده در  شنبه 17 اردیبهشت1390ساعت 10:58  توسط وحید وطن پور  | 

چند عکس از تعمیر آبگرم قره سو در حوالی سال 1355 توسط یونس ابی زاده

حدود دو سال قبل از انقلاب، اداره بهداشت به وضعیت آبگرم قره سو ایراد گرفت و آن را تعطیل کرد. مالک آبگرم که یونس ابی زاده بود، سریعاً اقدام به تعمیر آن نموده و حتی با استفاده از پمپ کردن آبگرم، در آن دوش بهداشتی نیز تعبیه کرد. بعد از انقلاب و گرفته شدن آبگرم ها به تملک دولت (شهرداری وقت) آبگرمها چند سالی بی نظمانه مدیریت شده و پمپ و ... نیز به سرقت رفت!!

در زیر عکسهایی از زمان تعمیر و محوطه آن نشان داده شده است. عکسها از یونس ابی زاده می باشد که گامهای بزرگی در پیشرفت سرعین برداشته است.

قهوه خانه قره سو

نمایی از ورودی آبگرم قره سو و قهوه خانه جلوی آن که توسط شیخ غلامعلی مختارپور مدیریت (!!) می شد.

ساخت استخر

ساخت استخرهای آبگرم قره سو

بازدید مسئولین اداره بهداشت از آبگرم تازه تعمیر شده

اداره بهداشت

عکسها از یونس ابی زاده

+ نوشته شده در  شنبه 10 اردیبهشت1390ساعت 18:55  توسط وحید وطن پور  | 

عکسهایی از "قالاغ و خانه های سرعین در دهه 30

قبلاً دو عکس از این ساختمانها و قالاغ ها در وبلاگ با نام دو عکس از محله شهرداری ارائه شده بود که الان نیز دو تای دیگر آورده شده است.

عکس از یونس ابی زاده

عکس از خسرو (یوسف) ابی زاده-

صفرقلی امانی

+ نوشته شده در  جمعه 26 فروردین1390ساعت 23:18  توسط وحید وطن پور  | 

مصاحبه با حمدالله حسینی

مسافرخانه اطلس-31/6/88

در سال 1330، شیر و خورشید برای آبگرمهای ساری سو و گاومیش گلی دیوار کشید و نفری 1 قران می گرفتند. در پاییز همان سال مالکها وکیلی به نام موسوی گرفتند و توانستند مالکیت آبها را بگیرند.

خانه انصاف در سال 1346 افتتاح که مکان آن یکی از اتاقهای شهرداری بود. من تا انقلاب (زمان برچیدن) رئیس خانه انصاف بودم. آقایانی همچون ملا رحمان اسدی (دوره اول)، شیخ غفار کیشی زاده، حاجعلی داورپناه، علی اصغر موسی زاده جز 5 نفر بودند. این اشخاص با رای مردم انتخاب می گردیدند. اکثر شکایات را به صلح و آشتی ختم می دادیم و کمتر کسی را محکوم می کردیم.

 اولین مسافرخانه هتل بهشت بود و دومی ویلا اطلس.

در سالهای حوالی 1315 در اثر زلزله آب گاومیش گلی آرتزین کرد و سنگهای زیادی ریختند تا آب آن پخش گردد.

 در سال 1318 یا 1319 مدرسه به سرعین آمد که محل اولیه آن باغ علی عظیمی بود و تا کلاس چهارم داشت که من هم تا چهارم خواندم. تراب تقی زاده اولین معلم بود که اهل نمین بود. دومین معلم میرکریم مصدق بود (دعا نویس)

 دو تا آسیاب داشتیم. آشاغی درمان که مال خرده مالک بود و یوخاری درمان که مال شخصی به نام حاج مهدی قلی بود.

 قدیمی ترین کدخدایی که من دیدم، بیوگ آقا بهراد بود. بعداً به ترتیب میرزاحسین اسدی، مصطفی نجفی و آخرین کدخدای سرعین شکور حسینی بود. کار کدخدا تأیید اسناد و قولنامه و ... بود.

 به انجمن روستایی صد و دو می گفتند. چون از درآمد اهالی دو درصد آن را گرفته و برای آبادانی روستا خرج می کردند. یکبار 000/31 تومان پول جمع شد و اولین لوله کشی سرعین شروع شد (حدود سال 1347). حاج ابراهیم کیشی زاده موتور خانه و منبع آب را تکمیل کرد.

 اولین شهردار سرعین آقای افتخاری بود. محل شهرداری در ملک کالبا مصیب قاسمی بود که اتاقی اجاره می دادند.

زمین آبدرمانی را (گنزق آرخی) از مردم متری 17 تومان خریدند.

 برق روستا اول توسط موتور برق تأمین می شد که امتیاز آن را شهرداری به قیمت 250 تومان داده و با پول جمع شده سیم کشی و موتور برق خریداری کردند. برای گرفتن برق سراسری من پیگیری می کردم که فرماندار وقت آقای ناظمی و شهردار سرعین اسدپور بود. (حوالی 1350). برق سراسری هم حق امتیاز می خواست و چون قبلاً به شهرداری داده بودند، بر علیه شهرداری شکایت کردند. ولی شهردار گفت که با پول گرفته شده سیم و دکل و موتور و ... خریده ایم. ببرید بفروشید و پول خود را بردارید. دوباره 300 تومان حق کنتور برق داده شد.

 

15/7/88-بنگاه آلتیک

برای آسفالت کردن اولیه خیابان یک میلیون و پنجاه هزار تومان توسط انجمن از فرمانداری به کوشش من گرفته شد. این پول در صورتی گرفته شد که بودجه روستای سرعین در ابتدا سی و شش هزار تومان پیشنهاد شده بود که با عدم رأی به فرماندار و مخالفت با او منجر به افزایش تا یک میلیون گردید.

برای آسفالت دوم که تا ژنرال صورت پذیرفت، ششصد هزار تومان و برای ساخت مدرسه جامی که زمین آن از صالح مولوی گرفته شد، پانصد هزار تومان بودجه گرفته شد.

+ نوشته شده در  جمعه 5 فروردین1390ساعت 12:39  توسط وحید وطن پور  | 

سرعین در نشریات قدیمی-2- بازسازی آبگرمهای متروکه سرعین- روزنامه اطلاعات

در روزنامه اطلاعات به شماره 17096 که در هشتم شهریور 1362 چاپ شده است، شهردار بومی وقت سرعین آقای ایرج شجاعی خبر از بازسازی و احیاء سه آبگرم سرعین را داده است. وی ابتدا به معرفی آبگرمهای سرعین پرداخته و نام یکی از آبگرمها را «نینارد» اعلام کرده (توضیحات نویسنده: این آبگرم نرسیده به آبگرم پهنلو در جلوی آن در زمینهای میراعلم علومی و همسایگان قرار داشته که متأسفانه از بین رفته و آبگرم به کانال رود عبوری از وسط شهر ریخته می شود) و اشاره شده که درآمد 4 آبگرم مستقیماَ به حساب شهرداری واریز و بقیه آبگرمها در اختیار اداره آب بوده که شش ریال از هر ده ریال عاید شهرداری می گردد. وعده شهردار در مورد بازسازی سه آبگرم مربوط به آبگرمهای نینارد، بش باجیلار و یئل سویی بوده است.

ایرج شجاعی

اجاره بهای آبگرمها در سال 1362 به صورت زیر توسط شهردار اعلام شده است:

گاومیش گلی          13 میلیون ریال

ساری سو              4 میلیون و 420 هزار ریال

قره سو                  یک میلیون و 185 هزار ریال

حمام طبیعی شفا    دو میلیون و 750 هزار ریال

پهنلو                     520 هزار ریال

ژنرال                     یک میلیون و دویست هزار ریال

آبگرم قهوه خانه        785 هزار ریال

آب چشم                420 هزار ریال

برادر (!) شجاعی در این مصاحبه، جمعیت شهر را بالغ بر شش هزار نفر عنوان کرده که از راه کشاورزی، دامپروری، زنبور داری و مسافرخانه داری امرار معاش می کنند. در پاسخ به سوال خبرنگار در مورد راههای حل کمبود نان در مواقع پر مسافر، شهردار دو راه اقدام انجام یافته را چنین بیان کرده است: تقویت نانوائی لواش به صورت آزاد پز در منزلهای شخصی و ایجاد یک کارخانه تولید نان لواش ماشینی در شهر  در آینده نزدیک (که بعدها امتیاز آن به تراب یا پرویز عظیمی داده شده بود که چند سالی کار کرد و نمی دانم که چرا جمع گردید).

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 بهمن1389ساعت 13:29  توسط وحید وطن پور  | 

سرعین در نشریات قدیمی-1- احداث جاده جدید سرعین- روزنامه قبس

هفته نامه «قبس» یکی از اولین نشریات شهرستان اردبیل بود که مدیر مسئول آن آقای عزیز صابر بوده که الان چاپ صابر در ورودی بازار سرپوشیده اردبیل از یادگارهای آن زمان می باشد.

قبس

در شماره 64 این نشریه به تاریخ شنبه 12 اردیبهشت سال 1332 مطلبی در مورد ایجاد جاده جدید بین اردبیل و سرعین از مسیر حسن باری و اردی موسی به سرعین بحث شده که نویسنده مطلب شدیداً به تصویب این طرح اعتراض کرده و به ضرر شهرستان اردبیل دانسته است. نویسنده پیشنهاد داده که جاده جدید از مسیر قشلاق به سرعین یعنی مسیر الانی طوری احداث گردد که از روستای گنزق عبور نکند. پس از این جمله نتیجه می گیریم که در سال 1332 هنوز ماشینها از داخل روستای گنزق عبور و به سرعین می رسیدند و جاده فعلی احداث نگردیده بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 بهمن1389ساعت 13:36  توسط وحید وطن پور  | 

مصاحبه با حاج آقا گلستانی-6/5/88

بسم اله الرحمن الرحیم

علت ساخته شدن مسجد امام زمان (ع) این بود که مسجد جامع به علت ساخته شدن از چوب فرسوده شده بود و  می خواستیم مسجد جامع را خراب کرده و دوباره بسازیم. همچنین پیش بینی می شد که سرعین بزرگ خواهد شد. اما بعضی از اهالی گفتند که چون پدران ما این مسجد را ساخته اند، ما اجازه تخریب و نوسازی نمی دهیم.

پس در مسجد من پیشنهاد کردم که اگر کسی زمین مسجد را وقف کند، من آماده ام تا در ساخت مسجد کمک کنم و پیش قدم شوم. در حین همین صحبتها غضنفر حسینی گفت که من باغ خودم را وقف می کنم. قبلاً ایشان دو بار در همان ملک ساختمانی (مسافرخانه ای) ساخته بود که مخروبه شده بود. برای اینکه اداره اوقاف در زمان شاهنشاهی آنجا را از ما نگیرد و تصرف نکند، ملک را به نام جامعه تعلیمات اسلامی ثبت کردیم مشروط به اینکه در آنجا مسجد ساخته شود.

با این شرایط شروع به ساخت مسجد کردیم. زمین اهدایی شیب زیادی داشت. برای اولین بار قبل از ساخت مسجد از آقای نژادی در اردبیل دستگاه آمفی فایر می گرفتم و در باغ قرآن می خواندم و به این طریق اعلام ساخت مسجد در این مکان را می کردم. مردم سرعین درآن زمان از نظر اقتصادی وضع خوبی نداشتند و چون می گفتند که ما مسجد داریم و این مسجد را برای مسافرین می سازند، کمک زیادی به ساخت مسجد نکردند. برای اولین بار یک زن کلخورانی 10 تومان به من داد و با آن شروع به ساخت کردم. بیشتر پول ساخت از قم و مراجع تقلید و تهران و تبریز و ... می رسید. حدود دو سال و نیم طول کشید تا مسجد ساخته شود. از حاج آقا برق لامعی هم کمک مالی گرفتیم.

در سال 1344 ساخت مسجد شروع و در 1346 تمام شد. بعداً مسجد زمینی به مساحت 1500 متر را از صفرعلی عیوضی خریداری کرد که پشت مسجد بود و الان باغ مسجد شده است. پنجاه و پنج هزار تومان پول داده شد که ارزش ملک زیادتر بود و بقیه پول را وقف مسجد نمود. ایشان همچنین 700 متر مربع زمین به آخوند مسجد بخشید تا برای خود خانه بسازد که الان در اختیار ایشان هستند.

در سالهای بعد از انقلاب، جامعه تعلیمات اسلامی (آقای دولتیان) آمدند و گفتند که مسجد و زمین اطراف مال جامعه هست و زمین خالی را بدهید تا  بسازیم. من در تهران شکایت کردم و با سند ثابت کردیم که مال ماست و زمین باغ مسجد بعد از اهدا خریداری شده و به نام جامعه نیست و محل ساختمان مسجد برای جامعه بود و سند باطل شد و قرار شد به نام آقا امام زمان ثبت گردد.

دو بار هم تعمیر شد. بعد از زلزله 1375 چون خساراتی وارد شده بود، هم از طرف قبله و هم از طرف خیابان مسجد را گسترش دادیم. چهار تا هم مغازه ساختیم تا برای مسجد درامدی باشد. گنبد و گلدسته و مناره نداشت که در آخرین تعمیر ساختیم. ابتدا گنبد را با کاشی درست کردیم که به علت سرما دوام نیاورد و بعد با فلز زرد رنگ ساخته شد. البته در زمان تعمیر وضع اقتصادی اهالی بسیار خوب بود و کمک های مالی بی نظیری به مسجد صورت پذیرفت.

من یادم هست که مسجد جامع، مسجدی کوچک از چوب بود که ورودی آن از پشت مسجد از کوچه بود که بعداً تعمیر مختصری کردند و با چوب دو تا چشمه بزرگترش کردند. در سالهای اول انقلاب (1357) بود که مسجد جامع را خراب کردیم و دو سه سالی از مسجد صاحب الزمان استفاده کردیم تا ساخته شود. آهن ها را از وهاب زاده با چک خریدیم.

مسجد جامع سرعین از اولین مسجدهای منطقه بود که موتور برق خریدیم تا در مسجد استفاده شود. صندوق حضرت ابوالفضل هم اولین بار در منطقه به ابتکار من بود که صورت گرفت. بعضی از اهالی (شاه حسین عبدالهی و ...) ماهانه یک نومان به مسجد کمک می کردند.

+ نوشته شده در  شنبه 11 دی1389ساعت 16:15  توسط وحید وطن پور  | 

مطالب قدیمی‌تر