عکسهایی از "قالاغ و خانه های سرعین در دهه 30
قبلاً دو عکس از این ساختمانها و قالاغ ها در وبلاگ با نام دو عکس از محله شهرداری ارائه شده بود که الان نیز دو تای دیگر آورده شده است.

عکس از یونس ابی زاده

عکس از خسرو (یوسف) ابی زاده-
صفرقلی امانی
ساقی غمگین - عکس، شعر و تاریخ
قبلاً دو عکس از این ساختمانها و قالاغ ها در وبلاگ با نام دو عکس از محله شهرداری ارائه شده بود که الان نیز دو تای دیگر آورده شده است.

عکس از یونس ابی زاده

عکس از خسرو (یوسف) ابی زاده-
صفرقلی امانی
عکسها مربوط به روز عاشورا می باشد.


عکسها از فیضی شکفته دل
بی شک ایرج شجاعی یکی از بهترین شهردارهای سرعین می باشد که با استفاده از موقعیت و اوضاع سیاسی حاکم بر جامعه، با تخریب بعضی از خانه هایی که باعث بن بست بودن یا باریک شدن خیابانها می گردید، موجب توسعه بهتر بافت شهری سرعین گردید. ایشان حتی قسمتی از خانه دایی خود را (سلمان عظیمی) هم با بازداشت او برای عریض کردن خیابان تخریب کرد. آقای شجاعی از تمام فعالیتهای خود در سال 1361 تا 1363 عکس گرفته که متاسفانه 72 تا از این عکسها را به خانم مهندسی برای ترسیم نقشه جامع شهری سرعین امانت داده ولی وی ادعا می کند که به صاحب مسافرخانه داده تا به آقای ایرج شجاعی بدهدو من خیلی برای یافتن این عکسها پیگیری کردم اما عکسها در این بین گم شده است!!!
در این قسمت چند عکس مربوط به سال 1362 از تخریب هتل بهشت متعلق به آقای عسگر ابیزاده، قسمتی از خانه های قارداشعلی فزونی و نعمت امامی که برای امتداد خیابان بن بست ولیعصر تخریب شد، آورده می شود.

هتل بهشت ابیزاده عمود بر خیابان ولیعصر

مسافرخانه های نعمت امامی و قارداشعلی فزونی- جزء اولین مهمانپذیرهای سرعین بودند. شیخ اسرافیل سودمند

خانه نعمت امامی (البته نهمت گفته میشده)

عکسها از ایرج شجاعی

حیات خانه نعمت امامی- مرحوم اسحق بهراد
جدول کشی خیابان ورودی- 1356- در عکس مسعود حسینی و محی الدین زنده دل دیده می شوند.

جدول کشی خیابان ورودی- 1356- مسعود حسینی (شهردار سرعین) و محی الدین زنده دل (عضو انجمن شهر)
عکسها از رضا زنده دل

آسفالت ریزی در سال 1357
عکس از مسعود حسینی
افتتاح مخابرات سرعین در تاریخ 10/3/1360 بوده است که مرکز اصلی آن در شهردار بود. محل ساختمان مخابرات فعلی مسافرخانه ای به مالکیت یونس ابیزاده بوده است که در حوالی سالهای 1370 ساختمان مخابرات ساخته شده است.

سیم کشی خط تلفن در سال 1360 که به همراه تیر برق بوده است.
افتتاح خط تلفن مخابرات در تاریخ 10/3/1360

ساختمان مخابرات در سال 1373- عکسها از شهرداری

خرابه های مسافرخانه قبل از ساخت مخابرات- 1364
عکس از احمد باقری- در عکس علی و طاهر باقری دیده می شوند.
این عکس مربوط به سالهای حوالی ۱۳۶۵ هست که دارند خیابان ولیعصر نرسیده به گاومیش گلی را مرمت می کنند. در سمت راست عکس داربستهای چوبی مربوط به بازارچه ای که جلوی «شرکت» آن زمان هر تابستان ایجاد می شد دیده می شود.به سرسبزی خیابان پهنلو هم توجه شود.

تازگی ها دلم نمی یاد عکسهای قدیمی که با این همه زحمت و پیگیری از این و اون می گیرم را در وبلاگم بزارم. چون هدف من این بود که قشر تحصیل کرده و وبلاگ نویسها یا از این کار من الگو بگیرند و در وبلاگشون از عکسهای قدیمی سرعین که در هر خانواده ای چند تا پیدا میشه، بگذارند یا حداقل به من بدهند تا از خطر نابود شدن در امان باشند. ولی بر عکس بجز آقای مهدی دیارمند از دوستان کسی عکس یا مطلبی در اختیار ما قرار نداد، اگر چه به صورت ایمیل یا حضوری هم درخواست کردیم. بالعکس کسانی می آیند و از عکسهای وبلاگ با من حرف می زنند و عکس در اختیار من قرار می دهند که در خواب هم فکر نمی کردم. بگذریم...
عکس زیر مربوط به سالن بادی هست که در کنار هتل لاله بعد از زلزله سال 1375 دایر شده بود و سالها زمین فوتبال بود. البته می گفتند که کاربرد این سالن بادی برای جان پناه بودن در هنگام زلزله احتمالی دایر شده و نمی دانم که چرا و کی جمع شد.

عکس از شهرداری سرعین
بعدها چند عکس دیگر از سالن بادی بویژه از مسابقات فوتبال را قرار خواهم داد.
عکسهایی از بسیجیان ستاد ناحیه 9 مقاومت سرعین در سالهای دهه 60 و 70
عکسها از صادق احمدپور

ایستاده از راست به چپ: نوری محمدی، سهراب مختاری، علومی، صادف احمدپور
نشسته: حسن حضرتی و جواد مس!

اکبر مینایی، ورقا نجف پور، علی بابا شهابی

ناصر موسی زاده، غلام دولتخواهان، صبوری، ورقا نجف پور، سهراب مختاری

جانعلی عبداله زاده، ورقا، صادق احمدپور
لباس محلی که زنان سرعینی در کمتر از بیست سال پش می پوشیدند، مثل اکثر نقاط ترک نشین «تومان کؤینک» نام داشت که الان به صورت خیلی کمی در بین زنان سالخورده دیده می شود. به نظر من خیلی بهتر از چادرهای سیاه رنگ الانی است که می پوشند. البته قبل از چادر مشکی، چادرهای گل گلی بود که باز روشنتر از این یکی بود.

عکس از کورش کشی زاده

عکس از ادریس وطن پور
عکس مربوط به مادربزرگم گلثوما وطن پور می باشد.

عکس از خان عمو وطن پور- مرحوم گلثوما وطن پور
عکس از آصف لطفی- مرحوم مشی طاووس لطفی مادر هاماییل

عکس از مهدی دیارمند

عکس از ایرج شجاعی
در این عکس که مربوط به سال 1361 هست، زنها با چادرهای گل گلی دیده می شوند.
شخص آکروبات باز! آقای علی مختاری هست که انصافاً بدن آماده و فرزی داشته است.

عکس از علی مختاری
عکس زیر مربوط به سال 1355 در باغ علی آقا که موقعیت فعلی آن نرسیده به آبگرم پهنلو می باشد که الان اکثراً هتل می باشد.

عکس از علی مختاری
علی مختاری- انور صفری
عکس زیر مربوط به سال 1366 از بالای دره دؤقوز گؤزه گرفته شده که الان محل هتلهای علی اسدی و عاطف اسدی و ... هست.

عکس از حسین وطن پور
حسین و بهمن وطن پور
عکس زیر مربوط به 15/7/72 روبروی آبگرم پهنلو هست که الان آلاچیق می باشد.
عکس از اسماعیل وطن پور

عکس از لطفعلی ابی زاده
عکس زیر مربوط به سالهای حول و حوش 1345 می باشد. این عکس در محل گاراژ اردبیل واقع در چهارراه که الان محل بانک قرض الحسنه هست، گرفته شده است و ماشین فورت آلمانی هم دیده می شد که مسافرکشی با آنها بود.

عکس از ماشاالله وطن پور
از راست به چپ: بالاعمو وطن پور (گاراژ را یونس ابی زاده اجاره می کرد)، ارشد بهراد (ارشد پنجرگیر) و ماشاالله وطن پور
عکس زیر در خیابان ولیعصر کنونی (پهلوی سابق) در جلوی بانک ملی فعلی (مسافرخانه امین سابق به مالکیت ملاعلی عرفانی) در سال 1352 گرفته شده است.

عکس از ادریس وطن پور
از راست به چپ: عسگر مولاخواه، عباس وطن پور، حسین وطن پور، بهمن وطن پور، خان عمو و اسماعیل وطن پور، علی مولاخواه
عکس زیر مربوط به سالهای حول و حوش 1350 می باشد که در جلوی هتل مرمر و هتل دریای کنونی گرفته شده است.

عکس از ماشالله وطن پور
از راست به چپ: انور صفری، ماشاالله وطن پور
در قدیم معمولاً رسم بوده که در سربازی عکس بگیرند و به خاطر این هم چنین عکسهایی زیاد هست.

عکس از مهدی دیارمند
سرباز بالایی مرحوم محمدعلی کامرانی می باشد. تفنگ در دست هم یک برنو هست که خشاب آن 5 گلوله می گیرد. اصطلاح «بش گول له باشیوا بؤشالتارام» فکر کنم از همین تفنگهای 5 فشنگ خور به یادگار مانده است.
عکس از الله قلی کیشی زاده- سربازی شیخ غفار حوالی سال 1330

عکس از صابر حسینی
سال 1349- عباسعلی کاظمی و اسبر امامی

عکس از بهزاد قدیری
سربازان حمدالله یعقوبی و نظرقلی قدیری
محل فعلی بانک سپه، ترمینال قدیمی سرعین بود که برای تهران و تبریز ماشین داشت. آقای یحیی دنیایی چندین سال مسئول گاراژ بود. البته بعضی موقع ها هم ترمینال اجاره داده می شد.

عکس از منصور کشی زاده

عکس از بهمن وطن پور
از چپ به راست: حسن وطن پور، حسین وطن پور، محمود دنیایی، بهمن وطن پور

عکس از ادریس وطن پور
از چپ به راست: حسن نجف پور، ادریس وطن پور، علی مختاری

این هم عکس فعلی دفتر ترمینال که به جای حیاط گاراژ بانک سپه ساخته شده است.
چهارراه امام فعلي قبلاً يك سه راهي بوده كه كوچه كوچكي به طرف مسجد جامع مي رفته. در محل خيابان فعلي -كنار بنگاه رضا صفري- قهوه خانه اي وجود داشته كه صاحب آن عيسي نجفي بوده (البته مالك اصلي خاني به نام غلامين بوده كه عيسي رعيت او بوده است كه بعدها ملك خود را به ابيزاده فروخت) كه سلمان حنيفه زاده از ايشان اجاره نموده بود. چند عكس زير آن حوالي را نشان مي دهد كه احتمالاً مربوط به سالهاي 1345-1350 مي باشد.


عکسها از سلمان حنیفه زاده
خیابانهای سرعین از زمان احداث و آسفالت کاری تا حال که حدود 35 سال می گذرد، هیچ تغییری نکرده و فقط ساختمانهای اطراف کمی شیکتر شده و بافت روستایی به بافت شهری تبدیل شده و به علت افزایش بی رویه ماشین و عدم استفاده صحیح از اتومبیل باعث ترافیک شدید در سرعین حتی در روزهای بدون مسافر می گردد. در زیر چند عکس قدیمی از خیابانهای سرعین آمده است.


هر دو عکس از حبیب الله کیشی زاده
این دو عکس چهارراه قهوه سویی را در سالهای حوالی 1370 نشان می دهد که هنوز خیابان چالدران احداث نگردیده و جاده ویلادره نیز تعریض نشده است.

عکس از الله قلی کیشی زاده
عکس از علیرضا کیشی زاده
این دو عکس نیز میدان قره سو را نشان می دهد. جای خالی هتل چالدران و سبک سایه بان مغازه ها و تابلوی مجتمع اقامتی صدف در عکسها جلب توجه می کند. البته کاپشن خلبانی و دمپایی ابری و کتانی چینی و ... هم نباید فراموش کرد.
این دو عکس مربوط به سال 1335 است که یکی از پرجمعیترین مکانها یا کوچه آن زمان یعنی کوچه ای که الان آقای ارشد بهراد در نبش این کوچه پنچرگیری دارد را نشان می دهد.

عکس از لطف الله ابی زاده
در مصاحبه ای که با افراد سالخورده انجام می دهیم، زمانی اکثراً در این کوچه زندگی کرده اند. مثلاً تمام خانواده مینایی (اسماعیل و فرزندان)، تمام خانواده عبدالله زاده (قدیر و ایسی دایی)، تمام خانواده عزتی، خانواده بهراد، تمام خانواده عینی، تمام خانواده کیشی زاده (رحیم و پسران)، خانواده نجف پور (کرم الله)، خانواده یعقوبی، خانواده علیزاده، امیری، خانواده خانم غریب، خانم غنچه (مامای سرعین) و ... .

عکس از لطف الله ابی زاده
هتل لاله کنونی قسمتی از پروژه بزرگی بود که در زمان قبل از انقلاب در سرعین برای تبدیل روستای کوچک آن زمان به یک شهر توریستی بین المللی اجرا می شد و به علت انقلاب تا سال 1375 متروکه و به صورت نیمه کاره رها گردیده بود که در زمان استانداری آقای احمدی نژاد این هتل و آبدرمانی سبلان تکمیل و بقیه پروژه رها گردید.

عکس از شهرام کیشی زاده

عکس از ابوالفضل حنیفه زاده (قسمتی از آبدرمانی)

عکس از کریم عباسی (از بالای مسافرخانه شیرین چشمه)

عکس از خان عمو وطن پور
عکس جلوی یکی از این قهوه خانه ها گرفته شده است.

عکس از نادر حنیفه زاده
بیشتر کسانی که در عکس هستند، فوت شده اند. مثل قدیر مولوی و رحمان صدوقی.
سرعين شهر كوچكي هست كه كمتر از 5 هزار نفر جمعيت ساكن دارد و به خاطر همين اكثراً اشخاص با هم فاميل هستند و يا همديگر را به خوبي مي شناسند. در سالهاي قبل كه ماشين زياد نبود و عروسي ها در فضاي باز و باغها انجام مي گرفت، در خانه خود صداي موسيقي عروسي را مي شنيديم. (آشيق- قابال سسي). اما امروزه عروسي ها در يك شب آن هم در تالارهاي كوچك با فضاي خيلي بسته صورت مي گيرد. در اين قسمت مي خواهم به بررسي تصويري عروسي در سالهاي قبل بپردازم.

اين عكس مربوط به عروسي بالاعمو وطن پور در سال 1349 مي باشد كه در باغ شعبان صبوري (محل فعلي بانك ملت و كشاورز) برگزار شده است. در آن زمان مرسوم نبوده كه از عروسي ها عكس بگيرند (يا پول نبوده) و به همين علت عكس كم هست.
در آن زمان عروسي ها سه روز بوده كه بعداً تا چند سال پيش دو روز شده بود كه يكي شب حنابندان بود و ديگري روز عروسي كه ناهار مي دادند. در هر دو روز گروه اكست هم بود.

مربوط به سال 71
شب حنابندان دوستان و فاميل پولي به عنوان كمك هزينه عروسي به داماد مي دادند. در اين شب بساط رقص و شادي داير بود و ادا و شوخي هم زياد مي شد. مثلاً فردي لباس زنانه مي پوشيد و نقش زن رو بازي مي كرد و مردم رو مي خندوند.

گروه اركستي هم بود كه سالهاي 70 فرد زير رو با خودش داشت كه مردم رو مي خندوند.

در سرعين رسم هست كه داماد روز عروسي به همراه ساغ دوش و سؤل دوش به سلماني برود. بعد از سلماني در قديم رسم بوده كه به آبگرم رفته و آب تني كنند كه اين رسم شايد مختص سرعين باشد.

عكس مربوط به سال 70
البته در بعضي از شهرها به حمام مي روند ولي لذت آبگرمهاي سرعين و تجمع مهمانان عروسي كنار آبگرم حال و هواي ديگري داشت. بخصوص شوخي هايي كه مي شد. مثلاً كفش داماد را مي دزديدند يا يكي از فاميلهاي داماد را زمانيكه حواسش پرت بود، با لباس به داخل آبگرم هل مي دادند.

مربوط به سال 68- تجمع كنار آبگرم گؤز سويي
معمولاً بساط تار- قابال هم كنار يا بيرون آبگرم داير بود.

مربوط به سال 70 جلوي آبگرم قهوه سويي
بعد از آب تني، داماد و ساغ دوش و سؤل دوش سوار ماشين عروس شده و به محل عروسي بر مي گشتند.

ماشين عروسي سال 70
بعد سه تايي در گوشه اي ايستاده و جلوي آنها نزديكان داماد و دوستان و ... مي رقصيدند و شادي مي كردند. پولي هم در جيب داماد و ساغ دوش و سؤل دوش مي گذارند. در آن زمان اكثر مردم شهر حتي آنهايي كه دعوت نيز نشده بودند، براي ديدن اين مراسم (برگشت از آبگرم) مي آمدند.

بعد از اين مراسم داماد به همراه ساغ دوش و سول دوش و فاميلها و دوستان كه سوار ماشينها مي شوند، به خانه عروس براي آوردن عروس مي روند.
شور و هواي خاصي بين بچه ها بود. حتي پشت ماشين داماد مي دويدند.

معمولاً در مسير آوردن عروس چند نفر جلوي ماشين عروس رو مي گيرند و چشم روشني مي گيرند.

این عکس مربوط به سال 1346 هست که چهارراه خمینی سرعین را نشان می دهد. در آن زمان نیز گاراژ اردبیل-سرعین همین چهارراه بود. ولی خبری از مینی بوس نبوده و با ماشین در عکس که اسمش رو نمی دونم (احتمالا فولوکس واگن) مسافر کشی می کرده اند. صاحب عکس می گفت که ماشین واسه آقای حاج آزاد حسین زاده بود. یک ساختمان دو طبقه هم دیده میشه که کمی بالاتر از مسجد صاحب الزمان کنونی بوده و برای آقای غضنفر حسینی بوده است. شخصهای وسط عکس هم سلمان حنیفه زاده و ارشد عظیم پور می باشند.

عکس از نادر حنیفه زاده
البته این عکس الان در موبایلها پخش شده است. من این عکس رو سال پیش به یکی از دوستای صمیمیم دادم تا به پدرش نشون بده و قرار بود به کسی نده ولی .... .
در جستجوی مطالبی در مورد چشمه ها و آبهای معدنی و سرعین در اینترنت به مقاله ای با عنوان " بررسی چشمه های آب گرم و معدنی ایران" نوشته سرکار خانم دکتر اشرف السادات مصباح برخوردم که در سایت ایران دیدار قرار داشت. در این مقاله عکسی هم از آبگرم گاومیش گلی در سال 1355 بود که توسط آقای ولی الله شمشیر بندی گرفته شده بود. عکس در سایز بسیار کوچکی بود. من این عکس را از طریق Email از سایت ایران دیدار تقاضا کردم و مسئولین مربوطه علاوه بر عکس درخواستی 2 عکس دیگر نیز فرستادند. صمیمانه از آقای ولی الله شمشیر بندی و مسئولین سایت ایران دیدار تشکر می نماییم.

عکس آبگرم گاومیش گلی سرعین در سال 1355-عکس از ولی الله شمشیر بندی
به درختهای اطراف چشمه و همچنین پارچه های استتار و ستونهای چوبی توجه گردد.

گاوميش ها در رودخانه ـ بين آستارا و اردبيل-1355

آبشار روستای ویلادره-1355-عکس از ولی الله شمشیر بندی
می دونید خانه انصاف در زمان قدیم به چی می گفتند؟
من خودم تا چند روز پیش نمی دونستم تا اینکه روی یک عکس قدیمی مربوط به سرعین دیدم که نوشته بود "قربونی گوسفند در افتتاح دوره اول خانه انصاف سرعین بوسیله مهندس ارباب فرماندار اردبیل - 1346". در این عکس همانطور که می بینید، دسته ای از اهالی سرعین جمع شده اند.

عکس از علی مختاری
اسم اشخاص از چپ به راست: زلفعلی علومی، قادر قادری، ایوب راننده، قونسول و مصیر محمد زاده، اسدالله ابراهیمی، هدایت علومی، غضنفر حسینی، باغیش غفاری، حاجی ابی جودی، حاج علی داورپناه، شیخ غفار کشی زاده، بیگ عبدالله امیری، بیگ شکور حسینی و علی حسین عظیمی
در سال 1344 به منظور حل و فصل اختلافات ميان ساكنان روستاها، از طريق شورائي وزارت دادگستری آن زمان اقدام به تشکیل خانه انصاف نمود که متشکل از ريش سفيدان يا كدخدای هر روستا بود. (کدخدای سرعین شکور حسینی بود). در شهر به خانه انصاف، شورای داوری می گفتند. در حقیقت شورای حل اختلاف امروزی بود که در اوایل انقلاب مثل تنظیم جمعیت و ... مورد بی مهری قرار گرفت و مخالفان شدیدی داشت اما بعداً فهمیدن که چه خبره ... .

عکس از حسینیه سرعینیهای مقیم مرکز
این هم عکسی از مسجد صاحب الزمان سرعین

عکس از حاج ابراهیم کشی زاده
این عکس در سال 1364 در حیاط مدرسه جامی که الان خانه معلم شده، گرفته شده است. خبری از ساختمانها نیست و کوه به خوبی دیده میشه. یاد مرحوم فرخ کشاورز و بخصوص مرحوم قباد زمردی سرایدار مدرسه به خیر. به همدیگه "چر قوبوش" می گفتند. آخه هر دو تا فروشگاه داشتند و می خواستند با خندوندن ما جلب مشتری کنند. معلم ها از سمت راست به چپ آقایان کشاورز، مولاخواه و مهامی می باشند.

برای دیدن عکس با کیفیت بهتر مدرسه جامی سرعین را کلیک کنید.
این عکس احتمالاً در سال 1373 در خیابان پهنلو نرسیده به آبگرم گرفته شده است. الان در این مکانی که ایستاده اند، تابلوی تبلیغات بزرگ چرخان نصب است. جای هتلهای زیتون، هادی و ... خالیه.
این عکس از پشت بام یکی از خانه ها در چهارراه در سال 1375 گرفته شده است.

عکسها از بهمن وطن پور
خیابان ژنرال الان یکی از بهترین و شیکترین خیابونهای سرعینه. ولی متأسفانه کم عرض است. در زیر نمایی از این خیابون در سال 70 رو ببینید. خبری از هتل ها نیست. به جاده ویلادرق هم نگاه کنید که هنوز عریض نشده بود و مغازه "ایسی دایی " سر جاش هست.

عکس از اردشیر کیشی زاده
اگه یادتون باشه این خیابون دو طبقه بود. یعنی ارتفاع مسیر رفت پایین تر از مسیر برگشت بود که در عکس زیر بهتر دیده میشه.

عکس از الله قلی کیشی زاده
عکس زیر خیابان ژنرال را از بالا به پایین نشان می دهد. هتل لاله (اون زمان می گفتند شرکت) نیمه کاره است و پشت هتل لاله هم خبری از خیابون ورزش و هتلهای آن نیست. البته اون زمان خیابون جلوی هتل لاله هم باز نشده بود.

عکس از الله قلی کیشی زاده
یک عکس گذاشتم واسه بچ محل شهرداری. تو عکس به تپه و ساختمان قدیمی شهرداری و محل خالی هتل رز و انبار کردن علوفه ها تو پشت بامها دقت شود.

عکس از کورش کشی زاده